Geunyang ³
1. بعد از مدتها من دیروز تصمیم گرفتم بنویسم و بوم! دیدم اینجا هم سکته کرد، ترسیدم نکنه مثل بیان به دیار باقی شتافته باشه و این ها مثلا و اینکه بدون اطلاعی چیزی تمام زار و زندگی مردمو بپرونن. در نتیجه امروز اولین کاری که کردم بک آپ گرفتن از پستهای قبلی بود =) بیشتر از این ترسیدم که آدمهای اینجا رو از کجا باید پیداشون کنم؟ چنل تلگرام و بلاگفا و جاهای دیگهشون رو دارم اما همه چیز بستهست پس تا اطلاع ثانوی یک خداحافظی بیمقدمه و یهو قرار بود با همه داشته باشم تا وقتی که همه چیز (شاید) به روال عادی برگرده-
2. پست های این دسته صفحه مخصوص خودشون رو دارن دیگه، پس اگر اومدید و فکر کردید پست جدیدی ندارم شاید Geunyang جدید از دستتون در رفته!!!
همچنین فهمیدم دکمه لایک خراب بود و اگر پستی رو لایک کردید قبلا و براتون نوشت "لایک شد!" لایک نشده =(((
3. از وقتی برگشتیم تهران از حال و هوای بارونی و آبی و سبز خودم اومدم بیرون و همه چیز قرمز شده، این آهنگ اندی هم برای همین گذاشتم؛ چون به شدت وایب قرمزلاکی فرش خونمون و کلا دور و اطرافمه ~~
+ یه ادیت با این اهنگ 9 ماه پیش دیدم که یه خانومیی موهاشو کوتاه کرده بود و اینا. منم بعد از اینکه اونو دیدم رفتم موهامو کوتاه کردم =) [جوگیر هم خودتونید عزیزان!!] واههه، الان دیگه موهام رسیده بالای شونههام، چقدر گذشت...
4. رفتم تو فاز درس و اینا در نتیجه رفت و امد به اینجا رو باید کمتر کنم فکر کنم.
کتاب پسر، موش کور، روباه و اسب رو تا الان دوبار خوندم و هربار سعی میکنم بیشتر فکرکنم بهش. از اون 7 تا شبدری که فروردین پیدا کردم 3تا شون جون سالم بدر بردن و هنوز زندهان درنتیجه گذاشتمشون لای همین کتاب و کنار جملهای که به دلم نشست (اسلاید 2)
5. هیچوقت فکر نمیکردم اون نخ قرمزی که دوسال بیوقفه دستم بود رو دربیارم، همچنین دستبند پروانهایم... احساساتم عوض شدن؟ وقتی بهشون نگاه میکنم احساس خیانت به چیزهایی که باهاشون زندگی کردم بهم دست میده؛ شاید فقط باید برشون گردونم سرجای قبلیشون. دستام بدون اکسسوری خیلی غریب و طفلکی به نظر میان ='(
6. نباید سریال ببینم اما واقعا منتظرم زیرنویس بیصاحاب مونده این سریاله بیاددددد =|
خیلی خوشحالم که سریال چینی که دربه در دنبالش بودمو تو روبیکا پیدا کردم (هیچوقت فکرشو نمیکردم از روبیکا چیزی دانلود کنم-) همش تقصیر فلیکس دراماست که اشتراکی شد همه رو آواره کرد 😭
7. دیروز توی اوج بدبختی نشستم GTA San Andreas دوبله فارسی بازی کردم و رنگین کمون دیدمممم (بعد از یک سیل شدید) خیلی ناز بود واقعا ^^ یه ماموریت شونصدهزار ساله که نتونسته بودم رد کنمم رد کردم و به ادامه زندگی پرداختم خلاصه...
8. نوشتن داستان های فانتزی سختترین کار دنیاست به نظرم. کمک-
9. به لطف شرلوک عزیز OSTهای اسنودراپو با همت پیداکردم (چون اسپاتیفای نیست کلی غصه خوردم که چرا دانلود ندارم هیچیو)
شما هم گوش جان بسپارید به Friends از Kim hee won 🎀


