Nabikkum

من از نهایتِ شب حرف می‌زنم 💫
somewhere in the silence of the night, a star fades.
And I, with the ink of sorrow, light it once more.
My butterflies carry endings on their wings —
endings that weep without sound.
They called her mad —
؟Why
Because in every story she wrote... someone died.
Not for shock. Not for darkness.
But because she believed:
"No one truly treasures presence until absence carves its shape in them."
She... was a writer who buried a piece of herself in every tale she told.
- Na Minji ★
جایی در سکوت شب ستاره‌ای خاموش می‌شود
و من با مرکب اندوه دوباره روشنش می‌کنم
پروانه‌هایم پایان‌هایی را بربال‌هایشان به دوش می‌کشند
پایان‌هایی که بی‌صدا اشک می‌ریزند.
او نویسنده‌ای بود که مردم می‌گفتند دیوانه است
چرا؟
چون در هر داستانش کسی می‌مُرد.
نه برای جلب توجه، نه از سرِ تلخی،
بلکه چون او باور داشت:
«تا کسی نرود هیچکس قدر ماندن را نمی‌فهمد.»
و او... نویسنده‌ای بود که تکه‌ای خودش را در هر داستانی که می‌نوشت دفن می‌کرد.
- نا-مینجی ★
HOME GEUNYANG
Latest Posts

notion

دلم برای نوشن تنگ شده بود، پس اینجا رو مثل اونجا کردم یکم...
(AI دهنمو صاف کرد!)
خوشحالم حداقل یکم شبیه خونه‌ست =)
 

*اونجا واقعا سیستم جالبی داشت، من فکر کنم جزو محدود افرادی بودم که ازش به عنوان وبلاگ استفاده می‌کردم*
+هعیییی، عکسه برای وقتیه که نت بود هنوز...

نامه‌ای به رنگِ سَبزم

سلامی از طرف کسی که زمانی می‌گفتی به گوشه‌های تاریک زندگی‌ات رنگ پاشیده، 
این نامه را می‌نویسم به رسم گذشته و دیگر نامه‌هایی که برایت نوشته بودم. به رسم روزگاری که من و تو ما بودیم. آن موقع‌ها نامه‌هایم سرشار از امید و خوشحالی بود اما آخرین نامه‌ای که برایت نوشتم چیزی نبود جز اشک‌های بی‌پایانم و ملامت‌های بسیار. این نامه هم هرگز به دستت نخواهد رسید، درست مانند آن دیگری، اما باید بنویسم؛ باید غرغرهایم را بنویسم و حسادت‌هایم را ابراز کنم چون اگر بیشتر از این در قلبم بمانند پرپر می‌شوم. 

Geunyang ¹

 

1. توی دقیقا همچین حالتی نشستم و دارم نامه‌ی اداری می‌نویسم. البته الان که نوشتن نامه رو ول کردم و تصمیم گرفتم بعداز مدت‌های طولانی یکم توی این کویر بنویسم... داشتم فکر می‌کردم برای یه عنوان خوب برای این چنین پست‌ها. علاقه‌مندم اینجور نوشته ها رو دسته بندی کنم و بذارمش کنارهم، یه سری اتفاق‌های روزمره و حرفا و صحبت‌های الکی که دلم می‌خواد بزنم ولی کسی نیست که براش تعریف کنم. آخرشم رسیدم به این عنوانی که می‌بینید. 그냥 (با این تلفظ: Geunyang)  یعنی "همین‌جوری"، بی‌دلیل، بدون بهانه... عنوانی برای روزهای معمولی که در عین حال خاص‌ان!

2. امروز صبح پاشدم رفتم دوییدم! وزرش صبحگاهی رندوم. پاهام هنوز درد می‌کنه! بدنم به ورزش عادت نداره. 40 روزه از جام تکون نخوردم. ساعت بدبخت هی میگه "وقت حرکت! چرخش بالاتنه!" و من ساعت ها همین‌جوری نشستم... صبح خیلی هوا خوب بود واقعا =) صدای گنجیشکا، رودخونه و... یه آقایی پیری داشت قدم می‌زد منم داشتم از کنار رد می‌شدم که یهو خیلی کنایه آمیز گفت "آهااا، بدووو!" برخورد بهم. ادب داشته باشید، چندتا پیرهن بیشتر پاره کردید مثلا...

3. جدیدا دارم سریال My Youth رو می‌بینم (عکس برای همون سریاله) و واقعا قشنگه. به یقین می‌تونم بگم کاملا وایب منه، اصلا خود منه. اِلِمان‌های مربوط به خودم رو خیلی توش می‌بینم و حس آرامش و زندگی بهم می‌ده. خیلی وقت همچین سریالی ندیده بودم. سونگ جونگ‌کی عزیزم کامبک قدرتمندی زده بود امسال =) (شبکه نمایش دیروز "بوگوتا" رو گذاشته بود و وقتی جونگ‌کی رو تو تلوزیون دیدم خیلی ذوق کردم ^^ اشک-) معتقدم بازیگر زنی که انتخاب کردن عمدی بوده، چون شبیه زن سابق جونگ‌کیه!... چیزی که خیلی دوستش دارم و بامزه و خاصه اینه که اینجا جونگ‌کی (سون ووهه) یک گل‌فروشه و وایب خارق‌العاده‌ای داره. داشتم فکر می‌کردم واقعا شغل قشنگیه و اگر می‌تونستم شاید گل‌فروش می‌شدم. ناز و سرزنده‌ست. سریال کلا وایب سبز و ملوی منه =) دوستش دارم... کاشکی تموم نشه. یه چیزی که باورم نمی‌شد همون بحث اِلِمان‌ها بود. من جانانه گلِ "فراموشم نکن / Forget me not" رو دوست دارم و اینکه دقیقا توی این سریال بازیگر نقش اصلی زن هم همچین سلیقه‌ای داره خیلی نازه. این گل رسما توی هیچ سریالی تا الان نبود و از وقتی دیدمش با نیش باز به ادامه‌ی زندگی‌ام پرداختم! ووهه نویسنده بود، کلا یدونه کتاب نوشت اونم با اسم مستعار؛ و من اینجوری بودم که wow!  دوست خوب من =)))) (همزاد من!)
ووهه یه دیالوگ (درواقع نوشته) خیلی قشنگ هم توی این چند قسمت داشت که توی این عکس‌های اسلایدی گذاشتم =)
به نظرم صحبت راجب این سریال کافیه چون تا سال‌ها حرف دارم که بزنم!!!
+متاسفم که وقتی داشتم سریال رو می‌دیدم متوجه شدم جونگ‌کی داره پیر میشه 😭 مرد تو باید جوون بمونی...

4. دارم روی یادگیری پرتره کار می‌کنم، یه سری ویدیوی آموزشی از یوتیوب گیرآوردم. یه آقایی چینی داره یاد میده. خوبه راضیم... (رو در و دیوار و چرک نویس و کوفت و درد فقط دارم آدم می‌کشم!)

5. این آهنگه رو جدیدا خیلی دارم گوش می‌دم. از آگوست 2024 دارمش ولی تازه‌گیا خیلی گیر دادم بهش. وایب خوبی بهم می‌ده. با اون بخش "I'll die anyway" موافقم اما از زاویه دید خودم. صرف آهنگ افسرده‌ست و بی‌هدف و خسته از زندگی؛ در واقع دیگه داره رها می‌کنه زندگی رو. ولی من همچین نیستم من هدف دارم (شاید؟!) ولی می‌دونم که میمیرم! درهرصورت! متن آهنگ اینجوریه که خانوم x یادش رفته خوشحالی چه حسی داره ولی من می‌دونم و هنوز خوشحالی تو وجودم هست. 
اصلا نمی‌دونم چرا دارم راجب فلسفه آهنگ صحبت می‌کنم! 
قشنگه! ملودیش زیباست! 

6. به ظاهر بسیار آدم صرفه‌جو و پول خرج نکنی هستم. واقعا هم هستم اما سرکتاب نمی‌دونم چرا یهو عقلمو از دست می‌دم! امروز دوتا کتاب جدید سفارش دادم که از کد تخفیف عزیزم استفاده کنم \( ̄︶ ̄*\))
خوب شد البته برام. کتاب هم عین طلاست قیمتش! دو دقیقه سرتو برمی‌گردونی میشه خداتومن. دیگه الانم کیوآرکد می‌زنن رو کتاب. نچ نچ نچ، چه دنیایی شده، به کجا داریم میریم؟ بعد تازه زحمت کشیدم یک جلد از کتاب دوجلدیو گرفتم؛ با خودم نگفتم اگر جلد اولو خوندی تا کی باید وایستی تا بری بعدیو بخری؟ آفرین تا وقتی برگردی تهران! نتیجه اخلاقی و منطقی اینه که نخونمش تا جلد دوش هم بگیرم =)
زندگی بی‌نظیره 🙇🏻‍♀️✨🎀

7. دیدید بالاخره 7 تا شبدرمو پیدا کردم؟! =)) تبریک به من، تبریک به تو، تبریک به همه!

 

پ.ن: توی جوانی من ووهه یه دست‌بندی داشت به اسم دستبند آرزو، خانومی بهش داده بود و گفت هروقت به آرزوش برسه پاره میشه و وقتی خانومیو بغل کرد پاره شد =)))
یکی نیست به ما دستبند کادو بده...

?Can this love be translated

داستان مترجمی که حتی توانایی ترجمه عشق خودش روهم نداشت...
(صرفا ری‌اکشن ها و واکنش‌های بسیاااار صادقانه‌ام!)

شبدرچهاربرگ! 🍀

اگر پست سیزده به در رو دیده باشید، می‌دونید که درحال پیدا کردن 7 تا شبدرچهاربرگ هستم و
اینکه چرا 7 تا و اصلا چرا دنبال شبدرچهاربرگ می‌گردم بماند. (توی یک پست خاص توضیح خواهم داد! ^^) 
تصمیم گرفتم حالا که خیلی جدی درجستجوام، یه بخش اعلان هم بذارم که شما هم باخبر بشید تا الان چندتا پیدا کردم =)

+اصولا شبدرچهاربرگ در فرهنگ فنگ‌شویی و این‌جور چیزها نشون دهنده خوش‌شانسیه و حالا هفت‌تاش شانس وقوع یک موضوع رو بالا می‌بره. خیلی وقت پیش ها یدونه 5برگ هم پیدا کرده بودم! اون مثل اینکه نماد ثروت و انرژی مثبته ヾ(•ω•`)o

در رابطه با اعتقاد به اینجور چیزها لطفا جاج نکنید منو 🥺، 
صرفا چون خیلی ناز و خوشگل و خاصن دنبالشونم، وایب خوبی داره کلا این مدل‌کارها (سریال‌ها هم رکن اصلی و موثر توی این ماجرا هستن!)

بی‌صاحاب مونده‌ها همش هم سه‌برگن، تا این سه تارو پیدا کنم کمرم نصف شد! 

صفحه بعد

عمر آشنایی

مهــستی

Download Na-Minji
notification
Geunyang جدیدو خوندی؟
حتما به صفحه‌اش یه سری بزن!