Geunyang ¹
1. توی دقیقا همچین حالتی نشستم و دارم نامهی اداری مینویسم. البته الان که نوشتن نامه رو ول کردم و تصمیم گرفتم بعداز مدتهای طولانی یکم توی این کویر بنویسم... داشتم فکر میکردم برای یه عنوان خوب برای این چنین پستها. علاقهمندم اینجور نوشته ها رو دسته بندی کنم و بذارمش کنارهم، یه سری اتفاقهای روزمره و حرفا و صحبتهای الکی که دلم میخواد بزنم ولی کسی نیست که براش تعریف کنم. آخرشم رسیدم به این عنوانی که میبینید. 그냥 (با این تلفظ: Geunyang) یعنی "همینجوری"، بیدلیل، بدون بهانه... عنوانی برای روزهای معمولی که در عین حال خاصان!
2. امروز صبح پاشدم رفتم دوییدم! وزرش صبحگاهی رندوم. پاهام هنوز درد میکنه! بدنم به ورزش عادت نداره. 40 روزه از جام تکون نخوردم. ساعت بدبخت هی میگه "وقت حرکت! چرخش بالاتنه!" و من ساعت ها همینجوری نشستم... صبح خیلی هوا خوب بود واقعا =) صدای گنجیشکا، رودخونه و... یه آقایی پیری داشت قدم میزد منم داشتم از کنار رد میشدم که یهو خیلی کنایه آمیز گفت "آهااا، بدووو!" برخورد بهم. ادب داشته باشید، چندتا پیرهن بیشتر پاره کردید مثلا...
3. جدیدا دارم سریال My Youth رو میبینم (عکس برای همون سریاله) و واقعا قشنگه. به یقین میتونم بگم کاملا وایب منه، اصلا خود منه. اِلِمانهای مربوط به خودم رو خیلی توش میبینم و حس آرامش و زندگی بهم میده. خیلی وقت همچین سریالی ندیده بودم. سونگ جونگکی عزیزم کامبک قدرتمندی زده بود امسال =) (شبکه نمایش دیروز "بوگوتا" رو گذاشته بود و وقتی جونگکی رو تو تلوزیون دیدم خیلی ذوق کردم ^^ اشک-) معتقدم بازیگر زنی که انتخاب کردن عمدی بوده، چون شبیه زن سابق جونگکیه!... چیزی که خیلی دوستش دارم و بامزه و خاصه اینه که اینجا جونگکی (سون ووهه) یک گلفروشه و وایب خارقالعادهای داره. داشتم فکر میکردم واقعا شغل قشنگیه و اگر میتونستم شاید گلفروش میشدم. ناز و سرزندهست. سریال کلا وایب سبز و ملوی منه =) دوستش دارم... کاشکی تموم نشه. یه چیزی که باورم نمیشد همون بحث اِلِمانها بود. من جانانه گلِ "فراموشم نکن / Forget me not" رو دوست دارم و اینکه دقیقا توی این سریال بازیگر نقش اصلی زن هم همچین سلیقهای داره خیلی نازه. این گل رسما توی هیچ سریالی تا الان نبود و از وقتی دیدمش با نیش باز به ادامهی زندگیام پرداختم! ووهه نویسنده بود، کلا یدونه کتاب نوشت اونم با اسم مستعار؛ و من اینجوری بودم که wow! دوست خوب من =)))) (همزاد من!)
ووهه یه دیالوگ (درواقع نوشته) خیلی قشنگ هم توی این چند قسمت داشت که توی این عکسهای اسلایدی گذاشتم =)
به نظرم صحبت راجب این سریال کافیه چون تا سالها حرف دارم که بزنم!!!
+متاسفم که وقتی داشتم سریال رو میدیدم متوجه شدم جونگکی داره پیر میشه 😭 مرد تو باید جوون بمونی...
4. دارم روی یادگیری پرتره کار میکنم، یه سری ویدیوی آموزشی از یوتیوب گیرآوردم. یه آقایی چینی داره یاد میده. خوبه راضیم... (رو در و دیوار و چرک نویس و کوفت و درد فقط دارم آدم میکشم!)
5. این آهنگه رو جدیدا خیلی دارم گوش میدم. از آگوست 2024 دارمش ولی تازهگیا خیلی گیر دادم بهش. وایب خوبی بهم میده. با اون بخش "I'll die anyway" موافقم اما از زاویه دید خودم. صرف آهنگ افسردهست و بیهدف و خسته از زندگی؛ در واقع دیگه داره رها میکنه زندگی رو. ولی من همچین نیستم من هدف دارم (شاید؟!) ولی میدونم که میمیرم! درهرصورت! متن آهنگ اینجوریه که خانوم x یادش رفته خوشحالی چه حسی داره ولی من میدونم و هنوز خوشحالی تو وجودم هست.
اصلا نمیدونم چرا دارم راجب فلسفه آهنگ صحبت میکنم!
قشنگه! ملودیش زیباست!
6. به ظاهر بسیار آدم صرفهجو و پول خرج نکنی هستم. واقعا هم هستم اما سرکتاب نمیدونم چرا یهو عقلمو از دست میدم! امروز دوتا کتاب جدید سفارش دادم که از کد تخفیف عزیزم استفاده کنم \( ̄︶ ̄*\))
خوب شد البته برام. کتاب هم عین طلاست قیمتش! دو دقیقه سرتو برمیگردونی میشه خداتومن. دیگه الانم کیوآرکد میزنن رو کتاب. نچ نچ نچ، چه دنیایی شده، به کجا داریم میریم؟ بعد تازه زحمت کشیدم یک جلد از کتاب دوجلدیو گرفتم؛ با خودم نگفتم اگر جلد اولو خوندی تا کی باید وایستی تا بری بعدیو بخری؟ آفرین تا وقتی برگردی تهران! نتیجه اخلاقی و منطقی اینه که نخونمش تا جلد دوش هم بگیرم =)
زندگی بینظیره 🙇🏻♀️✨🎀
7. دیدید بالاخره 7 تا شبدرمو پیدا کردم؟! =)) تبریک به من، تبریک به تو، تبریک به همه!

پ.ن: توی جوانی من ووهه یه دستبندی داشت به اسم دستبند آرزو، خانومی بهش داده بود و گفت هروقت به آرزوش برسه پاره میشه و وقتی خانومیو بغل کرد پاره شد =)))
یکی نیست به ما دستبند کادو بده...

