Even if This Love Disappears Tonight
در ادامه مطلب باید عرض کنم که...
Nabikkum
یعنی رویای پروانه 🦋
وبلاگ: https://nabikkum.blogix.ir
در ادامه مطلب باید عرض کنم که...
1. جدی جدی توافق شد؟ جنگ تموم شد؟
2. (اسلاید 2) این پشت صحنهست.. بذارید اینکه واقعا حتی یه کوچولو هم از هم خوششون نیومده بود رو نپذیرم! +باید یک پستی هم راجب مرد ایدهآلم به نظرم بنویسم و یک طوماری از ویژگی مدنظرم لیست کنم...
3. اینترنت خونه 4 خرداد تموم میشه منم هرچی سریال دم دستمه نشستم دارم دانلود میکنم (واکنش صادقانه درایو D: آیا من برای تو یک شوخیام؟). نمیدونم چرا ایرانسل و همراهاول هَمچینَن، کلاهبرداریاتون واقعا ده از دهه؛ فاکینگ وقتی بستهی من قراره 4 خرداد تموم بشه و کلی هم ازش مونده چرا باید انقدرررررر سرعتش تو دیوار باشه که حتی نتونم یه ویدیوی 5 مگابایتی رو بفرستم؟! (مودم ایرانسل داریم.)
امروز «بله» هم به دیارباقی شتافته بود و دهنم سرویس شد و کلی هم اعصابم بهم ریخت =""
4. روزهایی که پست نمیذارمم حتی مثلا نزدیک 20تا بازدید رو داره اینجا و اینکه آدما (شما عزیزان یعنی (●'◡'●)) سرمیزنن ببینن خبری هست یا نه خیلی خوشحالم میکنه.
+هنوز اون ساعت درستی که باید پست بذارمو پیدا نکردم، معمولا بین تبلیغات گیر میکنم، اون تایمی که بیشتر هستن کسایی که دوستشون دارم هم هنوز دستم نیومده.
5. (اسلاید 5) دارم GoodDay جیدراگون گل گلابو میبینم. [مدیونید فکر کنید بهخاطر ههاین شروعش کردم ✌🏻] خیلی جیدراگون طفلکیه به نظرم، این استایل مامانبزرگیش به خاطر اینه که از چربی های صورتش (فکرکنم) ناراضیه و کلا یه حالت معذب گونهای داره همیشه ="( این استایلو تونست سبک خاص خودش کنه و خلاصه ترند و اینا کردش مث که.
+ تو مملکت ما یکی اینجوری لباس بپوشه مورد تمسخر قرار میگیره. البته که مردم کره هم فکر کنم همینطورن... جیدی طفلکی 🥺🎀
6. داشتم کمربندمو الان امتحان میکردم و مامان یهو گفت سیفتال کمر =) و من اینجوری بودم که «کمر زنبور؟»، و مادر گفت که «آره دیگه، کمر زنبورو ندیدی؟ چقدر لاغره» ده از دهه گیلکی ヾ(^▽^*)))
7. آپلودری که ازش استفاده میکردم... سروراش... به فنااااااا رفته و الان همهی پست های من عکساشون پریدننننننننننن!! یادم نیست چه عکس برای چه پستی گذاشتم. so همه چیز قراره زاقارت و بدون عکس باشه تا اون سایت کوفتیشونو درست کنن 😭😭 گوگل درایو منو بدید 😭😭😭
من آدم آرومیم
بازی نکنید با روحیم
رسما شامل همهی عکس ها و ویدیوهای وبلاگ بود و تک توک از آپلودرای دیگه استفاده کرده بودمممم 😭😭
خودکشی در کمین است.
8. وای چرا تولدشو یادمه. عیش-
9. با توجه به استقبال فراوان از Polaris Nabi با 27 تا لایک و کلی کامنت و اینا که همهتون لطف داشتید به من واقعا و خیلی خوشحال شدم که انقدر مشتاق خوندش هستید؛ باید بگم در چند روز آینده ایشالا نسخهی اصلاح شدهاش رو احتمالا پست میکنم (خیلی ادا گونه براش پسوورد بذارم؟) امیدوارم که خوشتون بیاد ازش ~~
(پستِ پینِ صفحه اصلی، لینک)
10. مامان اینا امروز میوههای نوبرانه گرفتن و اینا... (جای شمام خالی 🌷) به قول بابا «نوبر کنیم نوبرسال، عمرکنیم هزار و هشتصدسال!» البته هزارو هشتصد سال نیست فکرکنم و درواقع 120 ساله، اما پدر سطح طنز فاخری داره دیگه =)))))
11. صداوسیما «عشق کهکشانی» رو گذاشته که لوسی بازی کرده، البته من ورژن اصلی (بدون دوبله)شو ندیدم و جایی هم نیست که سریال چینی دانلود بتونم بکنم ازش [منت فلیکسدراما رو هم عمرا بکشم، هیچوقت اشتراک نمیخرم چون مطمئنا دارن پول ناحق و یامفت از آدما میگیرن و میشه همین سریالا رایگان از جاهای دیگه پیدا کرد..] so نشستم با دوبله نگاه میکنم دیگه...
این سریال «دلدادگان» هست که شونصد بار پخش شده، بازم داره پخش میشه. از من بیکارترم که نیست هرشب خیلی مامانبزرگ گونه میشینم با ذوق اینو نگاه میکنم.
12. دارم تایپ ده انگشتی یاد میگیرم و واقعا از چیزی که فکر میکردم خیلی کار سختتریه! حالا من تو فارسی اینجوری گیر کردم، انگلیسی رو بخوام شروع کنم دیگه هیچی، اوردوز میکنم 😬
داداش واقعا در نظر من اسطورهایه برای خودش، خیلی چیزا بلده، خیلی کارا بلده و من واقعا موندم که میتونم برسم بهش یا نه... واقعا باید دست از مقایسه کردن خودم باهاش بردارم =)
13. باح بالاخره پست بستهامو آورد =) وقت وقت برگشت به شماله ~~ (اسلاید 1) پارسال دور و ور خونه و هوا این مدلی بود، June رو قراره شمال باشیم دیگه...
+چشماتو ببند
چرا؟
+ببند و بهم بگو چه صدایی میشنوی.
صدای رعد و برق
+دیگه چی؟
صدای قطرات بارون که میخورن به شیشه
+دیگه چی؟
صدای قلبم
+دیگه؟
صدای آهنگی که داره پخش میشه
+دیگه؟
خب، صدای مامان و بابا...
+اینجوری حسش میکنی. خوشبختی... وقتی خودت رو با تمام وجود وقفش کنی و آروم به درونش رجوع کنی، تازه حسش میکنی. حتما درونت وجود داره؛ همیشه همونجاست. هروقت که بخوای پیداش کنی، همینجوری پیداش کن =)
دیشب داشتم گریه میکردم به خاطر یه خبری که بهم رسید، برای یه آدمی که حتی نمیشناختمش. این اتفاق به طور متعدد توی این چهار پنج ساله افتاده به طبع... چقدر همه چیز ناعادلانهست =( فکر کنم شاید واسه همین این آهنگ معین رو الان گذاشتم...
من همین الان فهمیدم روز جهانیه هریپاتره =))) تبریک به تمام پاترهد های ناز 🎀
بیلطفی بود از کتاب موردعلاقهام اثری در وبلاگم نباشه و اینها...
و درود به کراش عظیمالشانم سیریوس بلک! (∩^o^)⊃━☆
به احترام این روز فرخنده باید گردنبند زمانبرگردونم رو بندازم گردنم فکر کنم (نویل لانگباتم هم ازاین لگوییهاش رو میزمه) دلم برای اون روزی که رفتیم کافه هری پاتری تنگ شده. دیگه فکر نکنم با اون آدما بتونم یک جا جمع بشم، درسته اولین بارم بود توی جمعشون بودم و داشتم از شدت اضطراب اجتماعی توی زمین فرو میرفتم اما بهم خوش گذشت. من ردای گریفیندور رو پوشیدم و شیک سیروس بلک خوردم (😂) اما بقیه نوشیدنی کرهای گرفتن که باید بگم واقعا بدمزه بود (شاید ورژن اصلیش که تو انگلیس درست میکنن خوشمزهتر باشه، باید فرمول تهیهشو از جی.کی.رولینگ بگیرم!). فکر کنم آخرین باری بود که منو اون باهم رفتیم بیرون یا شاید یکی مونده به آخرین بار. میخواست سوپرایزم کنه ولی من از اول میدونستم داریم کجا میریم پس به نشانهی گریفیندوری بودن لباس قرمزمو پوشیدم در صورتی که دلم میخواست سبز بپوشم....