Nabikkum

من از نهایتِ شب حرف می‌زنم 💫
somewhere in the silence of the night, a star fades.
And I, with the ink of sorrow, light it once more.
My butterflies carry endings on their wings —
endings that weep without sound.
They called her mad —
؟Why
Because in every story she wrote... someone died.
Not for shock. Not for darkness.
But because she believed:
"No one truly treasures presence until absence carves its shape in them."
She... was a writer who buried a piece of herself in every tale she told.
- Na Minji ★
جایی در سکوت شب ستاره‌ای خاموش می‌شود
و من با مرکب اندوه دوباره روشنش می‌کنم
پروانه‌هایم پایان‌هایی را بربال‌هایشان به دوش می‌کشند
پایان‌هایی که بی‌صدا اشک می‌ریزند.
او نویسنده‌ای بود که مردم می‌گفتند دیوانه است
چرا؟
چون در هر داستانش کسی می‌مُرد.
نه برای جلب توجه، نه از سرِ تلخی،
بلکه چون او باور داشت:
«تا کسی نرود هیچکس قدر ماندن را نمی‌فهمد.»
و او... نویسنده‌ای بود که تکه‌ای خودش را در هر داستانی که می‌نوشت دفن می‌کرد.
- نا-مینجی ★
HOME GEUNYANG
Latest Posts

بالاخره... خونه!

دلم می‌خواد از حس الانم بنویسم. نمی‌دونم این چه حس غریبی بود که یهو از نوک انگشتام تا بالای سرم پر شد. دهنم باز مونده و فقط دارم دور و ورم رو نگاه می‌کنم و به این آهنگی که داره پلی میشه گوش میدم و هی حسم عجیب‌تر هم میشه. ساعت 19:22 و ما الان تهرانیم و در همین حین که داشتم می‌نوشتم از کنار ساختون های اکباتان رد شدیم. تازه رسیدیم. این آهنگی که داره پخش میشه فکرکنم برای سَتاره «صدای بارون». تازه فیلم سینمایی «روی موج عشق تنظیم کن» رو همینجا توی ماشین تموم کردم و این حسی که الان دارم ترکیبی از واقعیت و رویاست. حسیه که داره قلبم رو لمس می‌کنه ملودی این آهنگ... با اینکه مطمئنم تا حالا توی زندگیم بهش گوش نکردم اما به شدت حس قشنگی بهم میده. دنیا رنگ و بوی خاصی داره آسمون شب آبی تیره‌ست و هرچقدر به سطح افق که نگاهم رو نزدیک‌تر می‌کنم می‌تونم ترکیب رنگ سبز رو با سیاهی آسمون ببینم. برای مدتی انگار چیزی جز نور لامپ های خونه‌ها و ساختمون های شهر، رنگ های مبهمی که انگار فقط خودم می‌بینمشون و بوی گرفته و خسته‌ی اینجا و آهنگی که داره پخش میشه چیزی نمی‌بینم، نمی‌شنوم و حس نمی‌کنم. حس اشنای خونه؟ شاید نه، اینجا دیگه زیادهم برام شبیه خونه نیست؛ به خاطر همینه که انقدر راحت می‌خوام ولش کنم و برم یه شهر دیگه زندگی کنم. پاهام سرد سردن و لرزه‌ای که به جونم افتاده باعث شده تموم موهای تنم سیخ بشن. از کنار کارخونه زمزم رد شدیم، همیشه از همین جا میریم و برمی‌گردیم. برج میلاد هنوزم برق میزنه. می‌گذریم... از کنار همه‌ی آدمای اینجا، پارک همیشگی محله، نونوایی بربری که از وقتی کوچولو بودم ازش نون می‌خریدیم که الان بسته بود، آهنگ «عروسی» سَتار داره پلی میشه و ما بالاخره رسیدیم خونه... آقایی‌های نمایشگاه‌دار همیشه هستن، حتی الان. بابا داره مثل همیشه دنده‌عقب میره تو کوچه چون اینجوری بیرون اومدن از پارکینگ راحت تره. پوف- یه نفس خیلی خیلی عمیق. دیگه کسی خونه منتظرمون نبود. نمی‌دونم باید خبر بازگشت پرشکوهم رو کی بدم، اصلا برای کسی مهم نیست، چرا باید مهم باشه؟ «عه برگشتید؟ به سلامتی» نهایت واکنشیه که قراره دریافت کنم.

 دلم می‌خواد از نهایت و عمق و زیبایی اون فیلم سینمایی دوساعته حرف بزنم، از اون OSTهای آرامبخش و اشک‌درآری که دوستشون داشتم، می‌خوام اون حسی که داشتمو توضیح بدم اما فکرکنم حرف زدن راجب فیلم و سریال تنها کاریه که می‌تونم انجام بدم و این برای بقیه سرگرم کننده نیست. حتی شاید اینجا. اگر این موضوع رو ازم بگیرن ساکت‌تر از قبل می‌شم... چقدر حوصله سربرم
با وجود همه‌ی این‌ها بیشتر وقت‌ها خوشحالم، امروز خاص بود.. به خاطر اون حس عجیب و رنگی، به خاطر گوجه‌سبز های صبح و شاید خونه. دلم برای صندلیم و پتوم تنگ شده بود...
و من همچنان نشستم و توی دفترخاطراتم می‌نویسم و لیست تمام سریال‌ها و فیلم هایی که هه‌این بازی کرده رو می‌بینم و تیکشون می‌زنم، میلیون ها اسکرین‌شات می‌گیرم و زیرش noteهایی رو می‌نویسم که فقط خودم قراره بخونمشون، به آدما پیام می‌دم با اینکه به شدت دوست دارم اونا هم به همون اندازه بهم توجه کنن و... دارم زندگی می‌کنم. نه.. فعلا دارم اینجوری زندگی می‌کنم.

 

پ.ن:این آهنگ مهستی هم وقتی پلی شد خیلی نانای شدیم هممون =)

پ.ن2: دلم می‌خواد کل پلی لیست ماشین رو بذارم ولی حجمش خیلی زیاد بود، به طور خلاصه شامل حبیب، مهستی، شکیلا، معین، ستار، هایده و شماعی‌زاده و... می‌شد! ^^
یک پلی لیست عادی اکثر ماشین های ایرانی فکرکنم =)))
پ.ن3: بخش ابتدایی پست رو تو مسیر نوشتم.
پ.ن4: یه سری ویدیو از مسیر گرفتم که حسش نیست آپلود کنم- بیخیال..

عمر آشنایی

مهــستی

Download Na-Minji
notification
Geunyang جدیدو خوندی؟
حتما به صفحه‌اش یه سری بزن!