پدیدهای که شاید بتوان نامش را تیک عصبی گذاشت!

ناراحت و اندوهگینم و این میان چیزی شاید به نام "تیک عصبی" پیدا کردم.
دلم میخواهد مانند این ایموجی ها باشم و فقط به این ماجرا بخندم! o(^▽^)o اما من ایموجی نیستم و باید بپذیرم که این شکلک ها گریانش هم وجود دارد!
از دیروز ظهر با خودم کلنجار میروم که «چرا؟! چت شده؟! مگه چه اتفاقی برات افتاده که اینجوری شدی؟!» و بیشتر و بیشتر به این موضوع شاید پیش پا افتاده دامن زدم! اولش گمان کردم که شاید چشم هایم ضعیف شدهاند و زیاد از حد پشت سیستم و اینجور چیزها نشستم اما انگار نه...
اضطراب؟ از چه بابت انقدر میترسم که دو روز است اینطور هستم؟ تمام بدنم یخ کرده و با سرمای بدن یک جنازه میتواند برابری کند!
استرس کجا بود، این حرف ها به من نمیآید
من که تا همین چند روز پیش خوب بودم، پس چرا حالا...
شاید از شدت گریه دارم کمکم کور میشوم که پلکهایم دم به ثانیه میپرند! (یاد نقی افتادم که یک پلکش بسته میشد و فکر میکردن داره چشمک میزنه 😂)
به قول خودم:«خوشحالم!»
من را به زندگی قبلم برگردانید،
خودتان استرس دارید اصلا! به چه حقی میگویید که من عصبیام؟ من در آرام ترین حالت خودم قرار دارم!
قبلا جایی خوانده بودم که پرش پلک از علائم سکته است! خب... خوبی.. بدی دید حلالم کنید ♡😔
(با این وضعی که من درپیش گرفتهام اگر واقعا سکته نکنم مایهی مسرت است!!)
واقعا کمک 😕😔
درواقع عبارت های «خوشحالیی؟» «خوشحاله» و مشتقات اینها کنایهآمیز محسوب میشن و تیکه کلامی ابداعی هست که دراکثر مواقع استفاده میکنم!
عزیزان پزشک و متخصص تروخدا ایراد نگیرید ازم، به خدا نمیدونم! اگر میخونید بیاید معالجه کنید منو مثلا، یا حقیقت ماجرا رو بهم بگید =)